قالب:// خدایا خسته ام
خدایا خسته ام

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 19:26 توسط رهگذر|


هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم

هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار

 بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم

حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام

 گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم

ساکم را بر میدارم و به راه می افتم

این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی

 راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد

 دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد

اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است

 و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد

می خواهم از تو متنفر باشم

به همین سادگی


نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 12:22 توسط رهگذر|


 

تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 18:38 توسط رهگذر|


تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 18:37 توسط رهگذر|


در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و

 تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک
.
همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و

 از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک ..

دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد،

 اصالت در میان ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر

 سنگ پنهان می شوم اما به ته دریا رفت، طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود

 مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند

 به جز عشق که همواره مردد بود نمی توانست تصمیم بگیرید و جای تعجب نیست

 چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است، در همین حال دیوانگی به پایان

 شمارش می رسید نود و پنج … نود و شش. هنگامی که دیوانگی به صد رسید

عشق پرید و بین یک بوته گل رز پنهان شد.

دیوانگی فریاد زد دارم میام. و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا
 تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و بعد لطافت را یافت که به شاخ
 ماه آویزان بود، دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین، یکی یکی همه را
پیدا کرد به جز عشق و از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوش هایش
 زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد آن را در
 بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست کشید عشق
از پشت بوته بیرون آمد درحالی که با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از
 میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته
 بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود! دیوانگی گفت من
 چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد
 تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کمکم کنی می توانی راهنمای من شوی.
و اینگونه است که از آنروز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره همراه اوست!
 و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس
 تمام آدم های عاشق سرک می کشند …
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers
 
 
 
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391ساعت 15:12 توسط رهگذر|


 

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

 

تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 12:48 توسط رهگذر|


S A L I J O O N 

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

روزی اومد که دل بستم به تو،از سادگیم دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها گذشتو بیشتر عاشقت میشدم، یه لحظه صداتو نمیشنیدم غرق غــم و غصه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی اونی که میخواهم باش ، از اونی که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی اومد که من مال تو بودم ولی تو عاشق کسی دیگه ای بودی
حالا تنها اشکه  که از چشمانم میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شدم
راهیم ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا تنهام گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبمو زیر پات گذاشتی
میدونستم تو هم مثل همه …نمیبخشمت
دیگه مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت
نمیبخشمت ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا عوضت نمیکنم هوم...دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگه منو
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی منو!
نمیدونستم برات کهنه شدم ، هنوز مدتی نگذشته بود که برات تکراری شدم
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و غــــم
تو را نمیبخشم ، و حالا روزی اومده که به خاطر تو حتی یک قطره اشکم نمیریزم بی وفا

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 4:34 توسط رهگذر|


 

 
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

به راستی چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها

درزمان گریستن قلب هاوتظاهربه خوشحالی دراوج غمگینی

وچه دشواروطاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی و

بی یاوری درحالی که تظاهرمی کنی هیچ چیز برایت اهمیت

ندارد اما چه شیرین است درخاموشی وتنهایی

به حال خود گریستن وبازهم نفرین به توای سرنوشت!

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

 

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 9:14 توسط رهگذر|


ای خدای بزرگ. مگرمرتکب چه گناه نابخشودنی شده ام

که اين گونه بايد هرزمان در

آه و ناله ودردوغم اسيرباشم.توئی که بمن قلب واحساس

 داده ای وتوئی که فرمودی

دوست بداريدو محبت ووفا را اشعار خويش سازيد.

توئی مرا که تشنه محبت بودم درسر راه او قراردادی و

چشم های جادوئی افسونگرش

راکه شايد زيباترین وگوياترين پديده قدرت تواست برمن دوختی

 ازآن لحظه دراشک

وخون وخستگی دل مردگی روزافزون غوطه ورشده ام نه

 توفيقی ميابم ونه تائيدی

ميبينم راه بازگشت ندارم ورهگذارم پراز ظلمت وچاه و تباهی است.

تورا به فضل قديمت سوگند ميدهم که گشايشی بنما ودری

 بگشاوبرجوانی وناکاميم

رحمتی کن. اين سوزی که آتش برپيکر ناتوانم ميزند با آب وصال

 خاموش کن تادلم اين

رنجهای بی حدرا فراموش کند و قطره ای از شراب عشق و اميد نوش نمايد.....

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 8:45 توسط رهگذر|


تصاویر زیبای عاشقانه با متن های عاشقانه

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی ، دگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند


همیشه به خاطر بدی هاش بخشیدمش.. اما به خاطر بی ارزش کردن خوبی هام نمی بخشمش


 به مانند شیشه شکستنم آسان بود ، ولی.... دیگر به من دست نزن این بار زخمیت خواهم کرد


 چیزی که میرود، بگذار برود.

چیزی که به التماس الوده شود، بهتر است که نباشد

حتی اگر رفاقت باشد


 دلم را اشتباهي بردي ! فراموش کن ...! حتي براي دادنش هم برنگرد! از آن هم گذشتم


   یــــاد آور سوره ی توبـــــــــه ای برایم ! بی بســــم الله آمدی و به توبـــــــه کردنم انداختــــــــــــــی

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 18:32 توسط رهگذر|


Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

 

با اینکه این دل بی طاقت و عاشق را شکستی اما هنوز هم برام عزیزی

تو بگو فراموشت کنم ، من به دلم میگویم تو را فراموش کند 

 اما دل من هیچوقت فراموشت نمیکنه عزیزم....

با اینکه این چشمهایم را خیس کردی اما هنوز هم در قلب من هستی

ولی حالا که رفتی نه اشکی در چشمانم مانده و نه قلبی در سینه ام می تپد!

حالا حتی با تنهایی هم رفیق نیستم ، بذار برات بگم که از تنهایی تنهاتر شده ام

دلم به تو خوش بود ، که تو هم مثل همه بودی ، به یاد دارم که میگفتی با همه فرق داری هوووم... نه

 انگار خیالی بیش نبود، تو حتی از همه بی وفاتر بودی

نمی بخشمت................ ولی فراموشت میکنم

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 10:19 توسط رهگذر|


خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد



نخواست او به منِ خسته بی‌گمان برسد



شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت



کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟



چه می‌کنی اگر او را که خواستی یک عمر



به راحتی کسی از راه ناگهان برسد ...



رها کنی، برود، از دلت جدا باشد



به آنکه دوستش داشته ... به آن برسد



رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند



خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد



گلایه‌ای نکنی بغض خویش را بخوری



که هق هق تو مبادا به گوششان برسد



خدا کند که ... نه! نفرین نمی‌کنم که مبادا



به او که عاشق او بوده‌ام زیان برسد

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

 
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:47 توسط رهگذر|


اگر مانده
بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده
بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم

اگر با تو
بودم به شب های غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی
ز تو می نوشتم تو را می سرودم

مانده بودی
اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد
و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

اگر مانده بودی

 با تو این مرغک پر شکسته  بال و پر داشت

اگرمانده بودی

همسفر داشت وبا تو بیمی نبودش ز طوفان

 هستیم را به
آتش کشیدی سوختم من! ندیدی! ندیدی!

با تو دریا
پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته
در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم
دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل

 اگرمانده بودی
 موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق
تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

TanhaShode.blogfa.com
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:35 توسط رهگذر|


مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم


با خیال او ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”


شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
.
.
.

این شعرها دیگر برای هیچکس نیست

نه ! در دلم انگار جای هیچکس نیست


آنقدر تنهایم که حتی دردهایم


دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:29 توسط رهگذر|


پروردگارا ! کمکم کن دیرتر برنجم،

زودتر ببخشم،


کمتر داوری کنم و بیشتر فرصت دهم

و شاکر نعمتهایت باشم

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:24 توسط رهگذر|


ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند.

تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است...

پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان.
Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:18 توسط رهگذر|


چه سخت است از صبر  گفتن و دلجویی دادن وقتی که لحظه هایت

همیشه با دردآمیخته شده است

چه سخت است امید بستن به فرداهای دور از انتظار وقتی که تنها، درد مرهم

 زخم هایت باشد

میدانم چقدر سخت است وقتی صبرت را به ازای روزها تحمل رنج از

 دست می دهی ومیدانم چه سخت است وقتی ناله های لحظه های

 تنهاییت را با شانه های بیکسی شب تقسیم میکنی تا حرمت

 اشک های پاکت را مقابل هر کس نشکنی

آری، چه سخت است موعظه وقتی که هیچکس دردت را نمی فهمد و

هیچکس نمی تواند تسکین دهنده دل خرابت باشدنمی دانم چه باید گفت


                                      ...................... ولی

            تا می توانی گریه کن، شاید دنیا شرمش بگیرد

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers.

 

عکس رمانتیک

Hi5 and Myspace Glitter Graphics: Dividers

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:6 توسط رهگذر|



مطالب پيشين
» دیگر اعتماد ندارم
» به همین سادگی
»
»
» عشق و دیوانگی
» رفتی؟
» روزی اومد...
» سخت است
» ای خدای بزرگ
»

::.صــٍـدایـ عـشقـ.::




كد ماوس

آهنگ://

كد آهنگ پسر جهنمي

مرجع كد آهنگ